سلامي به طراوت بوي بهار .

امروز 23 فروردين سال 1386 بود . چقدر زود گذشت .

اره سال 85 هم با تمام پستي ها و بلندي هاش ، با تمام غم ها و شادي هاش تمام شد . سال 86 هم مي گذره ،خلاصه سالهاي عمر همينطور از پس هم درگذرند .   

در هر سالي اتفاقاتي  ميفته حالا خوب يا بد كه خاطرات اون سال رو براي ما مي سازه . بعضي از سالها پر خاطره تر و بعضي  كم خاطر ، شايد بعضيا بگن فلان سال بد ترين سال عمرمون بوده چون بدترين اتفاقات عمرمون رو در اون سال تجربه كرديم . اما من ميگم هميشه بهترين خاطرات  و اتفاقاتن كه در پسشون بدترين ها نهفته هستن . مثلا اگه بهترين خاطره رو بدست آوردن چيزي به حساب بياريم كه ميخواستيم بدترينش ميشه از دست  دادن همون . دوستي ميگفت :

 هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است .

 و اين تداعي كننده يه قانون كليه و اون اينه كه هميشه چيزاي خوب بودنشون  بهترين و از دست دادنشون بدترينه .

پس اميدوارم سال جديد سال بدست آوردن بهترين آرزوها براتون باشه اما هيچ وقت غم از دست دادن بهترين چيزها و كس ها  به دلتون نشينه و باعث رغم خوردن بدتر ين لحظاتتون نشه ...

پس انشاءالله بهترين خاطرات عمرتون در اين سال براتون رغم بخوره  

                                                                                                       آمين يا رب العالمين

اما هميشه بدست آوردن و ساختن بهترين لحظات مستلزم تلاش و كوشش و توكل هست . پس از شما حركت و توكل و از خداوند متعال بركت.

پس بيان با هم دست توكل بر آسمان بلند كنيم و دست  تلاش بر زانو بگذاريم  و بگيم

                                                                                         يا علي 

 

 

 

/ 18 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهراب

سلام بر نگارين! به روزم و شادمان از آمدنت!

Mehrdad

با سلام و خسته نباشيد. به سايت ما هم سري بزنيد شامل نرم افزارهاي جديد و روز دنيا كه هر روز آپديت مي شه!

حميد (درکوچه باغهای بيابان)

اين روزها که می‌رسند٬ مثل مرغ پرکنده پرپر می‌زنی تا بگذرند. تاب حتی «شنيدن» آنچه بر سر صاحب اين نام آورده‌اند را هم نداری. گويی خدا دوايی برای اين درد نيافريده. در کوچه و خيابان هر جا زمين خوردن بانويی را ديده‌ای٬ زانوانت چنان سست شده که خواستی همانجا بنشينی و بمانی و بميری! هميشه مسيرت را چنان انتخاب می‌کنی که در راه٬ از هيچ کوچه تنگی عبور نکنی. هوای اين روزها را که تنفس می‌کنی٬ لحظه به لحظه عبورش را درون سينه‌ات حس می‌کنی٬ از بس که سنگين است...

مهرداد

فکر می کرد روحم را به شيطان فروخته ام حالا که ببيند روزگارم را پوزخندی می زند و خوشحال می شود از آنچه حقم بوده... نمی داند حتی شيطانی نبود که روحم را به او بفروشم. **** روبه آسمانی گذارده ام که خدایش شبیه خدای تو نیست. خدایش هر روز با اشکی متولد می شود و هر شب با اشکی می میرد. **** فریاد آسمان را به بازی مگیر... حکایت نزدیک است. باری دیگر خون خواهد بارید...

کيوان

سلام واقعا؛ مطالب جالبی داخل وبلاگت درست کردی من که خيلی خوشم اومده انشاالله بتونيم دوست خوبی برای هم باشيم ميخواستم بگم اگر ممکنه يه کمی هم نشون ما بده ممنون ميشيم

سهراب

سلام بر نگارين! به روزم و شادمان از آمدنت!

حميد ( در كوچه باغهاي بيابان)

توجه مادران به وظايف حساسشان، باعث سلامت جامعه بشري است. ........................ .......... ...و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم. میلاد سراسر نور و سرور یگانه بانــوی برگزیده عالمیــان یـاس زیبـــا و معطــربوستــان آل الله « حضـرت صديقـه طاهـره(س) » فرخنده و مبارک باد.

مديريت وبلاگ منتظران مهدی موعود

سلام دوست عزيز حالتون خوبه عيدتون مبارک باشه . ((نيمه شعبان است وصداي سبز پاي بهار مي آيد زمزمه روشن عندليبان وصل مي وزد....)) تو وبلاگم منتظر حضورتون هستم. موفق باشي. <<اللهم عجل لوليک الفرج....آمين>>